شما وارد حساب خود نشده و یا ثبت نام نکرده اید. لطفا وارد شوید یا ثبت نام کنید تا بتوانید از تمامی امکانات انجمن استفاده کنید.


مشا هير جهان
زمان کنونی: 05-25-2013, 09:26 PM
کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
نویسنده: dariuoshmusavi
آخرین ارسال: dariuoshmusavi
پاسخ: 198
بازدید: 24241

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مشا هير جهان
نویسنده پیام
dariuoshmusavi آفلاین
Moderator
*****

ارسال‌ها: 1,278
تاریخ عضویت: Jul 2011
اعتبار: 5
سپاس ها 102
سپاس شده 241 بار در 177 ارسال
ارسال: #31
RE: مشا هير جهان
شارلوت برونته
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
شارلوت برونته
Charlotte Brontë

پرتره شارلوت برونته اثر جورج ریچموند، ۱۸۵۰
زادروز ۲۱ آوریل ۱۸۱۶
تورنتون, همپشایر
درگذشت ۳۱ مارس ۱۸۵۵
ملیت پرچم انگلستان انگلیسی
آثار جین ایر

شارلوت برونته (به انگلیسی: Charlotte Brontë) ( زاده ۲۱ آوریل ۱۸۱۶ در تورنتون, همپشایر انگلستان - درگذشته ۳۱ مارس ۱۸۵۵ ) یک زن نویسنده انگلیسی بود.

یکی از معروف‌ترین کتاب‌های وی جین ایر نام دارد[۱].


او و دو خواهرش به نام‌های امیلی و آن نویسندگان شهیر انگلیسی هستند که به خاطر عمر کوتاهشان نیز مشهورند.

http://www.majarajooyan.mihanblog.com آدرس وبلاگ منه خوش حال ميشم از نظرات شما آگاه بشم
هنر زندگي را از طبيعت بايد آموخت
02-21-2012 10:21 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
dariuoshmusavi آفلاین
Moderator
*****

ارسال‌ها: 1,278
تاریخ عضویت: Jul 2011
اعتبار: 5
سپاس ها 102
سپاس شده 241 بار در 177 ارسال
ارسال: #32
RE: مشا هير جهان
چارلی چاپلین
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
چارلی چاپلین
Charlie Chaplin.jpg
نام اصلی سر چارلز اسپنسر چاپلین
زمینه فعالیت بازیگر، نویسنده، کارگردان
و تهیه‌کننده
ملیت Flag of England.svg انگلستان
تولد ۱۶ آوریل ۱۸۸۹
خیابان ایست، والورث
لندن، انگلیس
والدین مادرش هانا هیل
مرگ ۲۵ دسامبر ۱۹۷۷
(سن :۸۸ سال)
ووی، سوئیس
سال‌های فعالیت ۱۹۷۶ - ۱۹۱۴
همسر(ها) میلدرد هریس ۱۹۲۰-۱۹۱۸
لیتا گری ۱۹۲۸-۱۹۲۴
پائولت گدارد ۱۹۴۲-۱۹۳۶
اونا اونیل ۱۹۷۷-۱۹۴۳
[نمایش]جوایز


سِر چارلز اسپنسر چاپلین (۱۶ آوریل ۱۸۸۹ - ۲۵ دسامبر ۱۹۷۷) یکی از مشهورترین بازیگران و همچنین کارگردان و موسیقی‌دان برجستهٔ هالیوود و برندهٔ جایزه اسکار است. بیشتر فیلم‌های او کمدی و صامت هستند.

چاپلین در زمینه سینما بیش از ۶۵ سال فعالیت کرد که شروع فعالیتهای وی از سالن ویکتوریا انگلستان به عنوان پسربچه‌ای آغاز شد و تا سن ۸۸ سالگی ادامه یافت. وی در سال ۱۹۱۹ همراه با تعدادی از دوستان سینمایی خود اتحادیه سینماگران را تاسیس کرد.
محتویات
[نهفتن]

۱ دوران جوانی
۲ مهاجرت به آمریکا
۳ بازیگر پیشرو
۴ شیوه فیلم‌سازی
۴.۱ مقایسه با سایر طنزهای صامت
۵ کار خلاقانه
۵.۱ دیکتاتور بزرگ
۵.۲ عصر جدید
۵.۳ جویندگان طلا
۶ سیاست
۶.۱ دوره مک کارتی
۷ زندگی شخصی
۸ جوایز
۹ اظهار نظر‌ها در مورد او
۱۰ آثار چاپلین
۱۱ پانویس
۱۲ منابع
۱۳ پیوند به بیرون

دوران جوانی [ویرایش]
تصویر جوانی چارلی چاپلین در دوران جوانی (دهه نخست قرن بیستم) که در ایالات متحده آمریکا عکس‌برداری شده‌است. این نگاره برای زمانی است که چارلی چاپلین هنوز یک شخصیت عادی است و قدم به عرصه بازیگری در فیلم‌های صامت نگذاشته است.
چارلی چاپلین، دهه ۱۹۱۰

چاپلین خود ادعا می کرد که در سال ۱۸۸۹ در محله‌ای در جنوب لندن متولد شده است. یعنی تنها چهار روز پیش از تولد هیتلر که چاپلین وی را در دیکتاتور بزرگ مورد تمسخر قرار داد. اما سازمان‌های اطلاعاتی بریتانیا٬ فرانسه و آمریکا که در مورد وی تحقیق کرده‌اند تاکنون به مدرک دقیقی مبنی بر مکان و زمان تولد وی دست نیافته اند. خانواده چاپلین بیش از ۴۰ سال پس از مرگ وی نامه ای در کشویی قفل شده پیدا کردند که در آن اشاره شده بود که چاپلین در کمپ کولی‌ها در اسمسویک در نزدیکی بیرمنگام متولد شده است. این نامه در اوایل دهه ۱۹۷۰ توسط جک هیل به چاپلین فرستاده شده است. در این نامه گفته شده است که عمه او یک ملکه کولی بوده است و او در کاروان عمه‌اش متولد شده‌است.

پلیس فدرال آمریکا یا اف بی آی معتقد بود چارلی چاپلین در واقع یک یهودی روس با نام اصلی اسرائیل تورنشتین بوده است. از سوی دیگر اسکاتلندیارد با ارائه اطلاعاتی از سوی یک منبع اظهار کرد که ممکن است وی در فرانسه متولد شده باشد. اما اداره اطلاعات بریتانیا هیچگاه نتوانست مدارک تولد مربوط به چنین شخصی را پیدا کند و با وجود تحقیقات وسیع، هیچ نوعی مدارک و شواهدی در جهت اثبات این ادعاها پیدا نکرد. قدیمی ترین مدرکی که از وی پیدا شده است، گذرنامه‌ای است که در سال ۱۹۲۰ صادر شده است. [۱]

والدین چاپلین هر دو هنرمندانی در سالن بزرگ لندن بودند و هر دو بازیگر و آوازه خوان، اما پیش از آنکه چاپلین سه ساله شود از هم جدا شدند. مشهور است که نام مادر چاپلین هنا است. چارلی آواز خواندن را از مادرش آموخت. پدرش الکلی شد و کمتر با چارلی ارتباط داشت. بعدها مادر چاپلین دچار بیماری روانی شد و در یک آسایشگاه در حوالی لندن بستری گردید. مستخدمهٔ پدر، چارلی را به همراه برادرش به مدرسه فرستاد و پدر چارلی زمانی که او ۱۲ ساله بود درگذشت.

بیماری مادر چاپلین از آنجایی آغاز شد که در یکی از اجراهای زنده تئاتر در لندن که برای سربازان اجرا می‌شد، یکی از اجسامی که سربازان مست به روی صحنه پرتاب می‌کردند به سر مادرش برخورد کرد و مادر چاپلین خون آلود و اشک‌ریزان به پشت صحنه رفت و چاپلین پنج ساله به روی صحنه آمد تا تماشاچیان عصبانی را با خواندن آهنگی سرگرم و آرام کند.

با بستری شدن مادر، چارلی و برادرش رابطهٔ عمیق‌تری پیدا کردند و هر دو با استعداد بالایی که داشتند در همین سالن قدیمی که پدر و مادرشان در آن کار می‌کردند، مشغول به کار شدند. در سال ۱۹۲۸ مادر چارلی ۷ سال پس از انتقال وی توسط پسرانش به هالیوود مرد. سال‌های پس از مرگ مادر و فقر و استیصال برادران چاپلین تاثیر زیادی بر فضای فیلم‌های چاپلین در سال‌های بعد گذاشت. بعدها چارلی از وجود برادری ناتنی از سمت مادر آگاه می‌شود به نام ویلر دریدن که بعدها این برادر به برادران دیگر در هالیوود و استودیو چاپلین می‌پیوندد.

چاپلین در مورد مادرش می گفت: اگر مادرم نبود شک دارم که می توانستم در پانتومیم موفقیتی کسب کنم.او یکی از بزرگترین هنرمندان پانتومیم بود که تاکنون دیده‌ام.[۲]
مهاجرت به آمریکا [ویرایش]

چاپلین از سال ۱۹۱۰ تا ۱۹۱۲ به همراه فرد کارنو سراسر آمریکا را دوره کرد و نمایش تئاتر اجرا می‌کرد. چاپلین در زمان همکاری با شرکت کارنو در آمریکا هم‌اتاقی استن لورل بود. استنلی به انگلیس بازگشت اما چاپلین در آمریکا ماند. در سال ۱۹۱۳ بازی چاپلین مورد توجه یکی از فیلم‌سازان قرار گرفت و از آن پس با شرکت فیلم‌سازی کی استون همکاری کرد. وی نخستین فیلم خود را با نام ساختن یک زندگی که فیلم کمدی بود در سال ۱۹۱۴ آغازکرد. چاپلین در این شرکت و با این فیلم به سرعت به شهرت رسید.
بازیگر پیشرو [ویرایش]

در سال ۱۹۱۴ با شرکت کی استون چاپلین سه فیلم بازی کرد و به موفقیت‌های چشمگیری رسید. خود در زندگی‌نامه‌اش چنین می‌نویسد:
« من هیچ ایده‌ای دربارهٔ چهره‌پردازی و لباسم نداشتم. لباسی که در فیلم اول داشتم را دوست نداشتم. در راه لباس‌خانه به این نتیجه رسیدم که شلوار بگی گشاد بپوشم و کفش‌های بزرگ و کلاهی خاص. می‌خواستم همه چیز با هم در تضاد باشد. کتی تنگ و کلاهی کوچک و کفشی بزرگ. نمی‌دانستم باید پیر به نظر بیایم یا جوان؟ اما وقتی یاد حرف کارگردان افتادم که می‌خواست کمی بزرگتر از آنچه هستم به نظر بیایم، پس یک سبیل اضافه کردم. نمی‌دانستم چه شخصیتی باید داشته باشم، اما زمانی که لباس‌ها را پوشیدم، خودِ لباس‌ها احساسی به من داد که شخصیت را دیدم. آغاز به شناختنش کردم و زمانی که به روی صحنه می‌رفتم، کاملاً متولد شده بود. »

فیلم‌های نخست به سبک مک سنت که کارگردان بود، از فضای کمدی جسمی و ژست‌های اغراق شده استفاده می‌کرد. کم کم چاپلین برای این شرکت فیلم‌سازی کرد و به‌عنوان کارگردان فیلم‌های کوتاه بیش از ۳۴ فیلم ساخت. چاپلین مورد توجه بسیاری از فیلم‌سازان و نویسندگان قرار گرفت.

شخصیت چاپلین بیشتر به عنوان «آواره» شهرت یافت که در زبان‌های مختلف دنیا مفهومی به مانند فردی ولگرد با رفتارهای پیچیده اما بزرگ منشانه داشت. در سال ۱۹۱۵ چاپلین با یک شرکت تازه قرارداد بست و مشغول ساخت فیلم‌های بلندتری شد.

در سال ۱۹۱۶ شرکت فیلم موچوال مبلغ ۶۷۰ هزار دلار با چاپلین قرارداد بست و در مدت ۱۸ ماه وی ۱۲ فیلم بلند کمدی برای آنها ساخت که در این نوع از ویژگی ممتازی در تاریخ سینما برخوردار بودند. در واقع تمام فیلم‌های که در این شرکت ساخته شد، به یک اثر کلاسیک سینمای کمدی تبدیل شدند. در پایان این سال‌ها آمریکا وارد جنگ جهانی شد و چاپلین دورهٔ جدیدی از سینمای خود را با دوستانش آغاز کرد. چاپلین از سال ۱۹۱۸ در استودیوی خود مشغول به کار شد. تمام فیلم‌های پیشین٬ دوباره ویرایش و کات شدند و در سال‌های مختلف موسیقی و تدوین جدید صورت گرفت.
شیوه فیلم‌سازی [ویرایش]
Charlie Chaplin, bond of friendship, 1918.ogg
بخش کوتاهی از یکی از فیلم‌های بی صدای چاپلین (سال ۱۹۱۸).

چاپلین همیشه بسیار اشاره‌وار در مورد روش‌های فیلم‌سازی خود سخن می‌گفت، اگر غیر از این عمل می‌کرد مانند این بود که یک شعبده‌باز حقه‌های خود را افشا کند. در واقع تا قبل از ساخت فیلم‌های صدادار مانند دیکتاتور بزرگ در سال ۱۹۴۰، او هیچ وقت یک فیلم‌نامهٔ کامل از ساخت فیلم در اختیار نداشته‌ است. روش چاپلین این گونه بود که طرحی در ذهنش پرورانده می‌شد و بر اساس آنچه ارائه می‌کرد با او قرارداد بسته می‌شد و در این مسیر او می‌توانست آزادانه بنویسد و خود کارگردان فیلم خود باشد. بعد چاپلین گروه همکاری خود را تشکیل می‌داد و محیط داستان و شخصیت‌های آن را می‌ساخت و تقریباً در طول فیلم بود که ابتکارها و ظرافت‌های داستان به ذهنش می‌رسید و آن‌ها را به طرح خود اضافه می‌کرد. گاهی با قسمت‌هایی از فیلم که قبلاً پذیرفته شده بود مخالفت می‌شد یا در روایت داستان ضرورتی ایجاد می‌شد و چاپلین مجبور می‌شد قسمت‌هایی را که قبلا فیلم‌برداری کرده را تکرار کند؛ مگر قسمت‌هایی که با کل مجموعه داستان در تناقض بود. روش فیلم‌سازی یکتای چاپلین تنها پس از مرگش شناخته شد، زمانی که صحنه‌های بریده شدهٔ فیلم‌ها و خروجی‌های نهایی آن‌ها بوسیله گروه بریتانیایی «مستند چاپلین ناشناخته» در سال ۱۹۸۳ بررسی شد.

آنچه در بالا گفته شد یکی از دلایلی است که ساخت یک فیلم برای چاپلین نسبت به رقیبانش زمان بیشتری می‌گرفت. دلیل دیگر آن این بود که چاپلین کارگردان بسیار دقیقی بود و اصرار داشت که هنرپیشه‌ها دقیقاً همان گونه بازی کنند که منظور اوست و اصلاً هم برای او مهم نبود که چقدر طول بکشد تا بتواند بازی مورد نظرش را از هنرپیشه‌اش بگیرد. چاک جونز که در زمان کودکی نزدیک کارگاه فیلم‌سازی چاپلین [۳] زندگی می‌کرده گفته‌ است: به یاد می‌آورد که پدرش هنگام گرفتن یکی از صحنه‌های فیلم چاپلین در آنجا حاضر بوده و دیده که چاپلین یک قسمت را بیش از ۱۰۰ بار تکرار کرده تا در نهایت از کار هنرپیشه‌اش راضی شده و آن قسمت را پذیرفته‌ است.

ترکیب هم زمان داستان‌پردازی و میل به کمال‌گرایی در چاپلین که منجر می‌شد به روزها تلاش و هزاران فوت فیلم گرفته شدهٔ بی‌استفاده، باعث می‌شد تا فیلم‌سازی برای او بسیار پرهزینه تمام شود و کلافگی او باعث پراکندگی و دلگیری هنرپیشه‌ها و سایر عوامل فیلم‌هایش شود و یا باعث شود آن‌ها ساعت‌ها انتظار بکشند و یا حتی در مواردی کل کار تعطیل شود.
مقایسه با سایر طنزهای صامت [ویرایش]
کارگاه‌های فیلم سازی چاپلین (۱۹۲۲)[۴]

از دههٔ ۱۹۶۰ به بعد فیلم‌های چاپلین با فیلم‌های دو طنزپرداز دیگر، باستر کیتون و هارولد لوید، مقایسه می‌شده‌اند، این مقایسه به خصوص در میان طرفداران وفادار دو گروه مطرح بود.

این سه طنزپرداز هریک سبک خاص خود را داشت: چاپلین تاکید زیادی بر عواطف و گیرایی فیلم داشت (به همین دلیل در دههٔ ۱۹۲۰ بسیار معروف بود)؛ لوید به داشتن شخصیت‌های عامه‌پسند در فیلم‌هایش شناخته شده بود و کیتون به خاطر داشتن بردباری همراه با لحنی غرغرو در میان مخاطبان خود مورد پذیرش بود.

از نظر تجاری، تعدادی از سودآورترین فیلم‌های صامت اثر چاپلین است، فیلم جویندگان طلا، با فروش ۴٫۲۵ میلیون دلار آمریکا پنجمین فیلم پرسود و سیرک با فروش ۳٫۸ میلیون دلار آمریکا هفتمین فیلم پرفروش بود. درحالی که فیلم‌های چاپلین در مجموع ۱۰٫۵ میلیون دلار امریکا سود کردند، هارول لوید، درآمدی در حدود ۱۵٫۷ میلیون دلار داشت همچنین لوید تعداد فیلم‌های بیشتری می‌ساخت؛ او دز طول دههٔ ۱۹۲۰، ۱۲ فیلم منتشر کرد درحالی که چاپلین در این مدت تنها ۳ فیلم را منتشر کرد. فیلم‌های باستر کیتون به اندازهٔ فیلم‌های چاپلین و لوید از نظر تجاری موفق نبود. وی حتی در زمانی که در اوج شهرت خود بود در اواخر دههٔ ۱۹۵۰ و اوایل ۱۹۶۰، تنها دست آوردش، تشویق دیرهنگام منتقدان بود.

واضح است که چاپلین و کیتون که هر دو از Vaudeville کار خود را شروع کردند زیاد به یکدیگر توجه داشته‌ باشند. کیتون در سرگذشت خود از چاپلین با نام بزرگترین طنزپرداز که تا به حال زندگی کرده و بزرگترین کارگردان طنز یاد کرده‌ است. چاپلین نیز در ۱۹۲۵ از کیتون در United Artists استقبال کرد و او را از رفتن به مترو گلدن مایر در سال ۱۹۲۸ برحذر داشت و برای آخرین فیلم او با نام «شهرت»[۵] متنی ویژه برای کیتون نوشت و از او با عنوان شریک طنزپرداز خود از سال ۱۹۱۵ یاد کرد.
کار خلاقانه [ویرایش]
دیکتاتور بزرگ [ویرایش]

دیکتاتور بزرگ نخستین فیلم کاملاً ناطق چاپلین بود که در اوضاع نابسامان جهانی در دهه چهل میلادی، اثری ضد نازی بود. این فیلم در مورد دیکتاتوری اروپایی و در واقع تاریخچه زندگی آدنوید هینکل، دیکتاتور کشور خیالی تامانیا است که دست به کشتار یهودی‌ها می‌زند و اروپا را درگیر جنگ می‌کند. برخی این فیلم را نپسندیدند و برخی جنبه سیاسی آن را جدی و برخی آن را به قدر کافی جدی نگرفتند. با این حال این فیلم از نظر تجاری محبوبیت فراوانی پیدا کرد و چاپلین را هم‌چنان به عنوان یک ستاره در اوج نگاه داشت.


عصر جدید [ویرایش]

موضوع فیلم عصر جدید در مورد کارگرانی است که از آن‌ها زیاد کار می‌کشند و در فکر افزایش ساعت کاری آنان است ولی با تعطیل شدن کارخانه‌ها بیکاران زیادی در شهر هستند که برای گذراندن زندگی خود مجبور به دزدی می‌شوند. این فیلم یکی از زیباترین فیلم‌های چارلی است.
جویندگان طلا [ویرایش]

چاپلین فیلم جویندگان طلا را در مورد رنج‌های کسانی ساخت که در آن زمان به دنبال طلا در معادن بودند. چارلی فقیر در این فیلم برای برگزار کردن یک مهمانی شام به خاطر دختر مورد علاقه‌ٔ خود و دوستان او دچار مشکلات بی‌شماری شد. هیچ یک از مهمان‌ها نمی‌آیند‌. نقطه اوج فیلم رقص نان‌های استوانه‌ای٬ توسط چاپلین است که در آن نبوغ فوق‌العاده‌اش را به‌نمایش در می‌آورد. نقطه اوج دیگر فیلم٬ پختن و خوردن یک چکمه توسط چاپلین است.
سیاست [ویرایش]
دوره مک کارتی [ویرایش]

در حدود سال ۱۹۵۰ جنگ سرد به اوج خود رسیده بود و در آمریکا ترس شدیدی از کمونیست‌ها بوجود آمده بود. در آن سال سناتوری به نام جوزف مک کارتی (به انگلیسی: Joseph Mc Carthy) اعلام کرد لیستی بلند بالا از چند کمونیست دارد. نام چارلی چاپلین نیز در آن لیست بود. او زمانی که برای اولین نمایش فیلم لام لایت (به انگلیسی: Lime Light) به لندن سفر می‌کرد از اخراج خود از آمریکا با خبر شد. به این ترتیب چاپلین به همراه خانواده‌اش از ژانویهٔ ۱۹۵۳ در خانهٔ زیبایی در کورسیر-سور-ووی (به انگلیسی: Corsier - Sur -Vervey) در کشور سوئیس زندگی کرد.

چاپلین در جواب اتهام‌ها گفت: «من یک هنرپیشه هستم نه سیاست‌مدار»

در سال ۱۹۵۴ مک کارتی و همراهانش رسوا شدند. زیرا مشخص شد مدارکی که برای افشای کمونیست‌ها به کار برده بودند جعلی بود. آن سال، سال بازگشت شکوهمند چارلی به آمریکا بود و در نیویورک هدیه باران شد و مدال ارزشمند هندل به او اهدا گردید. [۶]

در اوایل سال ۲۰۱۲، اداره اطلاعات داخلی بریتانیا (MI5) گزارشی را منتشر کرد که نشان می‌داد چارلی چاپلین به درخواست آمریکا و به خاطر «گرایش‌های کمونیستی» در دوره‌ای توسط این اداره تحت نظر و بازرسی قرار داشته است. اما هیچگاه نتوانستند مدرکی دال بر ارتباط چارلی چاپلین و گروه‌های کمونیستی بیابند. همچنین در این مدارک عنوان شده که اداره ام آی فایو، موفق نشده که محل اصلی تولد چارلی چاپلین را کشف کند. [۷] همچنین جمع‌بندی MI6 این بود که چاپلین ممکن است از طرفداران کمونیست ها باشد ولی در این مورد رادیکال نیست. اما نام چاپلین به نفع کمونیزم و به عنوان یکی از قربانیان مک کارتیزم مورد سو استفاده قرار گرفته است. [۸]
زندگی شخصی [ویرایش]

چاپلین در زندگی شخصی چندین بار ازدواج کرد. اولین ازدواج چارلی در اکتبر سال ۱۹۱۸ با میلدرد هریس (به انگلیسی: Mildred Harris) بود. دختر بانمکی که چارلی را یاد عشق نافرجامش٬ هتی کلی (به انگلیسی: Hetty Kelly) می‌انداخت که در سال ۱۹۰۸ عاشق او شده بود. عشقی که از همان ابتدا مورد مخالفت خانوادهٔ هتی قرار گرفت. ازدواج چارلی با میلدرد پس از دوسال یعنی در آوریل ۱۹۲۰ به جدایی کشیده شد. نتیجهٔ این ازدواج یک فرزند پسر بود که تنها سه روز عمر کرد.

چارلی در نوامبر ۱۹۲۴ با هنرپیشهٔ نقش اول فیلم جویندگان طلا (به انگلیسی: Gold Rush) یعنی لیتا گری (به انگلیسی: Lita Grray) ازدواج کرد. حاصل این ازدواج دو فرزند پسر به نام‌های سیدنی و چارلز بودند. اما تنها بعد از دو سال این ازدواج نیز به جدایی کشیده شد.

در سال ۱۹۳۶ چاپلین بار دیگر با یک بازیگر ازدواج کرد. پائولت گودارد (به انگلیسی: Paulette Goddard) بازیگر نقش دختر بی‌خانمان در فیلم عصر جدید (به انگلیسی: Modern Time) که با چارلی ازدواج کرد. این ازدواج نیز در سال ۱۹۴۲ به جدایی انجامید.

در سال ۱۹۴۲ او با دختر یک نمایش‌نامه‌نویس معروف آمریکایی به نام یوجین گِلَدِستون اونیل (به انگلیسی: Eugene Gladstone O'Neill) آشنا شد. نام آن دختر اونا اونیل (به انگلیسی: Oona O'neil) بود. با اینکه پدر دختر با این ازدواج مخالف بود اما این ازدواج صورت گرفت. چارلی پنجاه و چهار ساله با یک دختر هجده ساله ازدواج کرده بود. این ازدواج در ۱۶ ژوئن سال ۱۹۴۳ انجام گرفت. اولین حاصل این ازدواج دختری به نام جرالدین (به انگلیسی: Geraldine Chaplin) بود. با اینکه اختلاف سن چارلی و اونا سی و شش سال بود اما این ازدواج پر دوام‌ترین ازدواج چارلی بود و این دو تا پایان عمر کنار یکدیگر بودند.

زندگی هنرمند بزرگ دنیای سینما، چارلی چاپلین، که بی‌اغراق از مشهورترین هنرمندان این فن است پر از درد و رنج و فقری وصف ناشدنی است. اما کم‌تر کسی می‌داند که این هنرمند بزرگ برای «چاپلین» شدن از کجا آغاز کرده‌است. خوشبختانه خود او گوشه تاریک اوایل زندگی خویش را در کتابی تحت عنوان «داستان کودکی من» برای ما روشن کرده‌ است. این کتاب مربوط به دورانی است که هنوز کسی چارلی را نمی‌شناخت و نمی‌دانست روزی بزرگ‌ترین ستاره سینما خواهد شد.
جوایز [ویرایش]

برنده جایزه اسکار بهترین موسیقی ارجینال برای فیلم لایم لایت در سال ۱۹۷۳.

نامزد دریافت جایزه اسکار در رشته‌های بهترین فیلم، بهترین فیلم‌نامه ارجینال و بهترین بازیگر نقش اول برای فیلم دیکتاتور بزرگ در سال ۱۹۴۱.

نامزد دریافت جایزه اسکار در رشته بهترین فیلم‌نامه ارجینال برای فیلم موسیو وردو در سال ۱۹۴۸.

دریافت جایزه اسکار بهترین دستاورد هنری برای فیلم سیرک در سال ۱۹۲۹.

دریافت جایزه افتخاری یک عمر فعالیت هنری در سال ۱۹۷۲.

برنده جایزه افتخاری شیر طلایی از جشنواره ونیز در سال ۱۹۷۲.

اظهار نظر‌ها در مورد او [ویرایش]

چاپلین از شخصیت‌های تاثیرگذار سدهٔ بیستم بود از همین رو افراد بزرگ دیگر نیز در مورد او صحبت کرده‌اند:

مارتین سیف در کتابی تحت عنوان چاپلین: یک زندگی می‌نویسد: چاپلین فقط بزرگ نبود، او غولی بود.

ج. ب پریستلی: چارلی فیلم‌های طنز را به نقد‌ها و طنز‌های اجتماعی تبدیل می‌کرد، بدون از دست دادن استعداد حیرت انگیزش در خنداندن ما.

کنستانس کولیر (به انگلیسی: Constance Collier) : چاپلین انسانی رومانتیک، اندوهناک و عجیب بود، دارای ظاهری بی اطلاع از عظمتی که در درونش بود.

لئونارد مالتین (به انگلیسی: Leonard Maltin): عده‌ای سینما را عالی ترین شکل هنر قرن بیستم به حساب می‌آورند و بسیاری چاپلین را نابغهٔ برجستهٔ سینما می‌دانند.

http://www.majarajooyan.mihanblog.com آدرس وبلاگ منه خوش حال ميشم از نظرات شما آگاه بشم
هنر زندگي را از طبيعت بايد آموخت
02-21-2012 10:22 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
dariuoshmusavi آفلاین
Moderator
*****

ارسال‌ها: 1,278
تاریخ عضویت: Jul 2011
اعتبار: 5
سپاس ها 102
سپاس شده 241 بار در 177 ارسال
ارسال: #33
RE: مشا هير جهان
وینستون چرچیل
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از سر وینستون چرچیل)
برای دیگر کاربردها، چرچیل (ابهام‌زدایی) را ببینید.
وینستون چرچیل
زادروز ۳۰ نوامبر ۱۸۷۴
«بلنهایم پالاس» در آکسفوردشایر انگلستان
درگذشت صبح یکشنبه ۲۴ ژانویه ۱۹۶۵
منطقه هایدپارک گیت شهر لندن
ملیت پرچم بریتانیا بریتانیایی
نام‌های دیگر سر وینستون لئونارد اسپنسر چرچیل
پیشه نویسنده و سیاست‌مدار
نقش‌های برجسته نخست وزیر بریتانیا
از مه ۱۹۴۰ تا ژوئیه ۱۹۴۵ و
از اکتبر ۱۹۵۱ تا آوریل ۱۹۵۵
وزیر دفاع بریتانیا
همسر کلمنتین چرچیل
فرزندان دیانا، راندلف، سارا توچت-جسون، ماریگولد، مری سوامس
والدین «لرد راندولف چرچیل»
«لیدی راندولف چرچیل»
جایزه‌ها Nobel Prize.png جایزه نوبل ادبی سال ۱۹۵۳

سر وینستون لئونارد اسپنسر چرچیل (به انگلیسی: Sir Winston Leonard Spencer-Churchill) (تولد: ۳۰ نوامبر ۱۸۷۴ - درگذشت: ۲۴ ژانویه ۱۹۶۵) سیاست‌مدار و نویسندهٔ بریتانیایی است که بین سال‌های ۱۹۴۰ تا ۱۹۴۵ یعنی در طول جنگ جهانی دوم و بار دیگر بین سال‌های ۱۹۵۱ تا ۱۹۵۵ نخست وزیر بریتانیا بود. او افسر ارتش بریتانیا نیز بود. چرچیل جایزه نوبل ادبیات در سال ۱۹۵۳ را به خاطر نوشته‌هایش بدست آورد. .[۱][۲]

مجلهٔ تایم در سال ۱۹۴۹، وینستون چرچیل را به عنوان «مرد نیمهٔ اول قرن بیستم» انتخاب کرد.[۳] چرچیل سال ۱۹۴۰ نیز به عنوان مرد سال تایم انتخاب شده بود.[۴]
محتویات
[نهفتن]

۱ سال‌های اولیه و خدمت در ارتش
۲ پارلمان و نخست وزیری
۳ مرگ
۴ افتخارات
۵ پانویس
۶ جستارهای وابسته
۷ پیوند به بیرون

سال‌های اولیه و خدمت در ارتش [ویرایش]

چرچیل در ۳۰ نوامبر ۱۸۷۴ در «بلنهایم پالاس» در آکسفوردشایر انگلستان در خانواده معروف اسپنسر به دنیا آمد.[۵] پدر وی «لرد راندولف چرچیل» یک سیاست‌مدار و مادر او «لیدی راندولف چرچیل» دختر یک میلیونر آمریکایی بود. او همچنین برادری به نام «جان استرنج اسپنسر چرچیل» داشت.[۶]

چرچیل ابتدا به مدرسه «هارو» و پس از آن به «آکادمی نظامی سلطنتی سندهرست» [۷] ملحق شد.

در سال ۱۸۹۳ به ارتش بریتانیا پیوست و در ۱۸۹۸ به عنوان افسر ارتش در جنگی در سودان شرکت کرد. در سال ۱۸۹۹ ارتش را به قصد انجام فعالیت‌های سیاسی ترک کرد ولی قبل از آن به عنوان روزنامه نگار به آفریقای جنوبی که در آن «جنگ دوم بوئر» در جریان بود رفت ولی در آنجا توسط بوئرها به عنوان اسیر جنگی دستگیر و زندانی شد ولی چرچیل توانست از آنجا فرار کند.[۸][پیوند مرده]
پارلمان و نخست وزیری [ویرایش]

وینستون چرچیل در سال ۱۹۰۰ به عنوان عضو حزب محافظه کار وارد پارلمان اولدهام شد ولی بعد از مدتی از حزب جدا شد و در سال ۱۹۰۴ به حزب لیبرال پیوست.[۹]

در ماه می ۱۹۴۰ نویل چمبرلن از سمت نخست وزیری کناره گرفت و وینستون چرچیل در سن ۶۵ سالگی در جای او به عنوان نخست وزیر و وزیر دفاع قرار گرفت. در زمان جنگ جهانی دوم همزمان با پادشاهی جرج ششم، رهبری بریتانیادر دست وینستون چرچیل بود. چرچیل در طول جنگ به برقراری روابط قوی با رئیس جمهور آمریکا، فرانکلین روزولت پرداخت.[۹]

چرچیل قدرت را در انتخابات بعد از جنگ در سال ۱۹۴۵ از دست داد با این حال رهبر اپوزیسیون باقی ماند. چرچیل اروپا و آمریکا را به اتحاد در مقابل کمونیسم تشویق می‌کرد. اصطلاح «پرده آهنین» نیز اولین بار توسط او به کار برده شد.[۹]

چرچیل دوباره در سال ۱۹۵۱ به عنوان نخست وزیر انتخاب شد و در سال ۱۹۵۵ برکنار شد. با این حال تا اواخر عمر به عنوان عضو پارلمان بریتانیا باقی ماند.

چرچیل در دنیای سیاست بریتانیا نقش بزرگی به عهده داشت چرا که نقش و دخالت سلطنت را در سیاست بریتانیا به تدریج تقلیل داد و تأثیرات این عملکرد از دوران ملکه ویکتوریا تا ملکه الیزابت دوم به چشم می‌خورد.
مرگ [ویرایش]

وینستون چرچیل در صبح یکشنبه، ۲۴ ژانویهٔ ۱۹۶۵ بعد از ۱۰ روز نگرانی عمومی از وضعیت سلامتی‌اش، در اثر سکته مغزی در سن ۹۰ سالگی در منطقه هایدپارک گیت در شهر لندن درگذشت.[۱۰] به دستور ملکه الیزابت دوم، جسد او برای سه روز در دیدگان همگان گذاشته و مراسم تشییع رسمی در کلیسای سنت پال با حضور شهبانو برگزار شد.[۱۱] این اولین مراسم رسمی از سال ۱۹۱۴ در بریتانیا بود که برای فردی خارج از خاندان سلطنتی انجام می‌شد. این مراسم همچنین بزرگ‌ترین مراسم از این دست در بریتانیا بود به طوری که افرادی از بیشتر از صد کشور جهان شامل افرادی چون رئیس جمهور فرانسه، شارل دوگل، و رئیس جمهور آمریکا، دوایت آیزنهاور، حضور یافته بودند.[۱۲]
افتخارات [ویرایش]

وینستون چرچیل در طول مدت خدمت سیاسی و فعالیتش به عنوان نویسنده افتخارات زیادی کسب کرده‌است.

او جایزه نوبل ادبی سال ۱۹۵۳ را به خاطر "چیره‌دستیش در توصیف وقایع تاریخی و زندگی‌نامه‌ای و نیز فصاحت بیانش در دفاع از آرمان‌های والای انسانی" برد.[۱۳]

چرچیل در ۹ آوریل ۱۹۶۳ با درخواست ریاست جمهور آمریکا، جان اف. کندی، و با تصویب کنگره آمریکا به عنوان «اولین شهروند افتخاری ایالات متحده آمریکا» انتخاب شد. ولی به دلیل ناتوانی جسمی در مراسم کاخ سفید حاضر نشد و پسر و نوهٔ او این افتخار را برای او دریافت کردند.

مردم بریتانیا در رای گیری نوامبر ۲۰۰۲ بی‌بی‌سی، سر وینستون چرچیل را به عنوان «بزرگ‌ترین بریتانیایی تمام تاریخ» انتخاب کردند.

http://www.majarajooyan.mihanblog.com آدرس وبلاگ منه خوش حال ميشم از نظرات شما آگاه بشم
هنر زندگي را از طبيعت بايد آموخت
02-21-2012 10:23 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
dariuoshmusavi آفلاین
Moderator
*****

ارسال‌ها: 1,278
تاریخ عضویت: Jul 2011
اعتبار: 5
سپاس ها 102
سپاس شده 241 بار در 177 ارسال
ارسال: #34
RE: مشا هير جهان
افنه دوموریه
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
دافنه براونینگ
زادروز ۱۹۰۷ (میلادی)
لندن
درگذشت ۱۹ آوریل ۱۹۸۹
کرن‌‬ول، بریتانیا
ملیت بریتانیا
نام‌های دیگر دافنه دوموریه
پیشه نویسندگی
سال‌های فعالیت ۱۹۰۷ الی ۱۹۸۹
همسر فردریک براونینگ
فرزندان Tessa, Flavia و Christian
والدین جرارد دوموریه، موریل بیومونت

بانو دافنه براونینگ (به انگلیسی: Lady Daphne Browning) (۱۳ مه، ۱۹۰۷ در لندن - ۱۹ آوریل، ۱۹۸۹) که بیشتر با نام دافنه دوموریه (Daphne du Maurier) در دنیای ادبیات شناخته شده‌است، یک رمان‌نویس و نمایشنامه‌نویس معروف بریتانیایی است که بیشتر شهرتش را مدیون رمان ربه‌کا (۱۹۳۸) می‌باشد. همچنین داستان کوتاه او به نام پرندگان نیز معروف است. بعدها این دو کتاب توسط آلفرد هیچکاک به فیلم تبدیل شدند.
آثار [ویرایش]

ربه‌کا
روح دوست‌‬داشتنی
یک تصویر
میکده‌‬ی ژامائیک(مهمانسراي جامائيكا
من هرگز دوباره جوان نخواهم شد
ترقّی ژولیوس
دختر‬عمویم راشل
سپربلا
پرندگان

http://www.majarajooyan.mihanblog.com آدرس وبلاگ منه خوش حال ميشم از نظرات شما آگاه بشم
هنر زندگي را از طبيعت بايد آموخت
02-21-2012 10:23 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
dariuoshmusavi آفلاین
Moderator
*****

ارسال‌ها: 1,278
تاریخ عضویت: Jul 2011
اعتبار: 5
سپاس ها 102
سپاس شده 241 بار در 177 ارسال
ارسال: #35
RE: مشا هير جهان
راند راسل
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

راسل به این صفحه تغییر مسیر داده می‌شود. برای دیگر کاربردها راسل (ابهام‌زدایی) را ببینید.
برتراند راسل
راسل در ۱۹۵۰
شناسنامه
نام کامل برتراند آرتور ویلیام راسل
لقب سومین ارل راسل
مکتب فلسفه تحلیلی
تاریخ تولد ۱۸ مه ۱۸۷۲
زادگاه Trellech در نزدیکی Monmouthshire،
Flag of Wales 2.svg ولز
تاریخ مرگ ۲ فوریه ۱۹۷۰ (میلادی)
محل مرگ Penrhyndeudraeth،
Flag of Wales 2.svg ولز
دین خداناباور(موضع عام)
ندانم گرا(موضع خاص فلسفی)
تأثیرگرفته از گوتلوب فرگه، دیوید هیوم
اسپینوزا، لودویگ ویتگنشتاین
تأثیرگذار بر کارل پوپر، نوآم چامسکی
تألیفات مسائل فلسفه
مبادی ریاضیات
چرا مسیحی نیستم؟
قدرت

برتراند آرتور ویلیام راسل (به انگلیسی: Bertrand Arthur William Russell)، سومین ارل راسل (زادهٔ ۱۸ مه ۱۸۷۲ - درگذشتهٔ ۲ فوریه ۱۹۷۰ ) فیلسوف، منطق‌دان، ریاضی‌دان، مورخ، جامعه شناس و فعال صلح طلب بریتانیایی قرن بیستم بود.[۱] [۲]
محتویات
[نهفتن]

۱ زندگی
۱.۱ خانواده پدری، دوران کودکی و نوجوانی
۱.۲ راسل جوان، ورود به دانشگاه و اخراج از آن
۱.۳ همسران
۱.۴ مرگ
۱.۵ سال شمار زندگی
۲ دیدگاهها و تاثیرات
۲.۱ فعالیت‌های ضد جنگ
۲.۲ فعالیت‌های ادبی
۲.۳ ریاضیات
۲.۴ فلسفه، منطق و نظریات مذهبی و اجتماعی
۳ گزیده آثار
۴ پانویس
۵ منابع
۶ پیوند به بیرون
۶.۱ انگلیسی
۶.۲ فارسی
۷ جستارهای وابسته

زندگی [ویرایش]
خانواده پدری، دوران کودکی و نوجوانی [ویرایش]
جان راسل لرد آمبرلی، پدر راسل

اگرچه راسل بیش تر عمرش را در انگلستان گذراند، اصالتاً ولزی بود.[۳]

خانواده برتراند راسل از شهروندان قدیمی و بانفوذ بودند. پدر بزرگش، جان راسل، اولین ارل راسل؛ پسر سوم جان راسل، ششمین دوک بدفورد بود و دو بار در عصر ویکتوریا به سمت نخست وزیری بریتانیا رسید. پدرش، جان راسل، لرد آمبرلی نیز از اشراف زادگان محسوب می‌شد [۴] و مردی بی‌دین بود [۵] .

در ۱۸۷۴ وقتی راسل تنها چهار سال داشت، مادرش را که از مبارزان آزادی زنان بود[۵] بر اثر دیفتری از دست داد. مدت کوتاهی پس از آن خواهرش راشل که از خودش چهار سال بزرگتر بود، درگذشت. تنها دو سال بعد در ۱۸۷۶ پدر راسل بر اثر برونشیت از دنیا رفت.

متعاقبا، به همراه برادرش فرانک(که هفت سال از خودش بزرگتر بود) تحت کفالت پدربزرگش جان راسل، اولین ارل راسل قرار گرفت. راسل از او به عنوان پیرمردی مهربان و ویلچرنشین یاد می‌کند. در ۱۸۷۸ وقتی راسل هشت ساله شده بود، پدربزرگش درگذشت و برتراند و فرانک تا زمان بلوغ با قیومیت بیوه جان راسل رشد کردند.

او در اتوبیوگرافی اش نوشت که در نوجوانی، عمده علایق او را سکس، فلسفه دین و ریاضیات تشکیل می‌داده اند؛ و تنها عاملی که از خودکشی اش بر اثر رنج از دست دادن عزیزان در خردسالی جلوگیری می‌کرد، شوق به فراگیری هر چه بیش تر ریاضیات در او بود.[۶]
راسل جوان، ورود به دانشگاه و اخراج از آن [ویرایش]

در آغاز جوانی به مطالعه آثاری از پرسی بیش شلی روی آورد؛ که این امر مسیر زندگی او را تغییر داد.[۷] سپس به کالج ترینیتی در کمبریج وارد شد و در ریاضیات و فلسفه تحصیل کرد.در ۱۹۰۱ موفق به کشف پارادوکس راسل شد و هفت سال بعد به عضویت انجمن سلطنتی بریتانیا درآمد. در طول جنگ جهانی اول به دلیل مبارزات ضد جنگ از دانشگاه اخراج و زندانی شد.
همسران [ویرایش]

راسل چهاربار ازدواج کرد. نخست در ۱۸۹۴ با آلیس پیرسال اسمیت ازدواج نمود. در ۱۹۲۱ از آلیس طلاق گرفت و با دورا بلک ازدواج نمود. ۱۴ سال بعد از دورا جدا شد، و به فاصله یکسال با پاتریشیا (پیتر) هلن اسپنس ازدواج کرد. در ۱۹۵۲ از پاتریشیا جدا شد. همان سال با ادیث فینچ ازدواج کرد که تا پایان عمر با او بود.
مرگ [ویرایش]

سرانجام او در دوم فوریه ۱۹۷۰ بر اثر آنفلوانزا در Penrhyndeudraeth در ولز درگذشت. بنا به وصیت برتراند، جسدش را سوزانند و خاکسترش را روی کوههای ولز ریختند.
سال شمار زندگی [ویرایش]

(۱۸۷۲) در ۱۸ می در راونزکراف (Ravenscroft) ویلز متولد شد.
(۱۸۷۴) مرگ مادر و خواهر
(۱۸۷۶) مرگ پدر
(۱۸۷۸) مرگ پدربزرگ - نخست‌وزیر سابق بریتانیا
(۱۸۹۰) به کالج ترینیتی در کمبریج وارد شد.
(۱۸۹۳) دریافت مدرک لیسانس ریاضی

فیلسوفان بزرگ غرب

ارسطو
اسپینوزا
استوارت‌میل
اکویناس
آگوستین قدیس
افلاطون
برکلی
بیکن
پلانتینگا
پوپر
چامسکی
دکارت
راسل
سارتر
شوپنهاور
کانت
کیرکگارد
لاک
لایبنیتز
مارکس
ماکیاولی
نیچه
ویتگنشتاین
هابز
هایدگر
هگل
هیک
هیوم

ن • ب • و

(۱۸۹۴) امتحان پایانی‌ی علوم انسانی/فلسفه (The Moral Sciences Tripos)
(۱۸۹۴) با Alys Pearsall Smith ازدواج کرد.
(۱۹۰۰) جوزپه پینو را در کنگره بین‌المللی پاریس ملاقات کرد
(۱۹۰۱) پارادکس راسل را کشف کرد.
(۱۹۰۲) با گوتلوب فرگه نامه‌نگاری کرد.
(۱۹۰۸) به عضویت انجمن سلطنتی انتخاب شد.
(۱۹۱۶) به دلیل مبارزه ضدجنگ‌اش از کالج ترینیتی اخراج شده و ۱۱۰ پوند هم جریمه شد.
(۱۹۱۸) به دلیل مبارزه ضدجنگ‌اش پنج‌ماه زندان شد.
(۱۹۲۱) از Alys طلاق گرفت و با دورا بلک (Dora Black) ازدواج کرد.
(۱۹۲۷)
(۱۹۳۱) با مرگ برادرش لقب سومین ارل راسل را کسب کرد.
(۱۹۳۵) از دورا طلاق گرفت.
(۱۹۳۶) با پاتریشیا (پیتر) هلن اسپنس (Patricia (Peter) Helen Spence) ازدواج کرد.
(۱۹۴۳) از بنیاد بارنز (Barnes Foundation) در پنسیلوانیا اخراج شد.
(۱۹۴۹) نشان لیاقت (the Order of Merit) را دریافت کرد.
(۱۹۵۰) جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرد.
(۱۹۵۲) از پیتر طلاق گرفت و با ادیث فینچ (Edith Finch) ازدواج کرد.
(۱۹۵۵) بیانیهٔ راسل-اینشتاین را منتشر کردند.
(۱۹۵۷) اولین کنفرانس پاگواش (Pugwash Conference) را برگزار کرد.
(۱۹۵۸) رییس موسس مبارزه برای خلع سلاح هسته‌ای
(۱۹۶۱) به دلیل مبارزه‌های ضدهسته‌ای به مدت یک هفته زندان شد.
(۱۹۷۰) در دوم فوریه در Penrhyndeudraeth در ویلز درگذشت.

دیدگاهها و تاثیرات [ویرایش]
فعالیت‌های ضد جنگ [ویرایش]

وی یک فعال ضد جنگ بود[۸] [۹] و به خاطر فعالیت‌های ضد جنگ در خلال جنگ جهانی اول از دانشگاه ترینیتی اخراج و برای پنج‌ماه زندانی شد. از اقدامات صلح طلبانه بعدی راسل می‌توان به راه انداختن کمپینی ضد آدولف هیتلر، انتقاد از استبداد و خفقان در شوروی، اعتراض علیه مداخله ایالات متحده در جنگ ویتنام و تاسیس انستیتوی دفاع از صلح در سال ۱۹۶۳ اشاره نمود.[۹]
فعالیت‌های ادبی [ویرایش]

با نگارش آثاری شاخص در دفاع از انسان گرایی و آزادی بیان، جایزه نوبل ادبیات سال ۱۹۵۰ را از آن خود کرد.[۱۰]
ریاضیات [ویرایش]

در ریاضیات او پارادوکس راسل را کشف کرد که منجر به تعمیق و گسترش نظریه مجموعه‌ها گردید.
فلسفه، منطق و نظریات مذهبی و اجتماعی [ویرایش]
راسل در کهولت

علاوه بر ریاضیات، بخش مهمی از شهرت برتراند راسل به سبب نظریاتش در زمینه فلسفه تحلیلی است.[۱۱].راسل از پایه گذاران منطق جدید[۱۲] و بنیانگذاران اصلی فلسفه تحلیلی به شمار می‌رود.[۱۳]

برتراند راسل یکی از مشهورترین فیلسوفان خداناباور قرن بیستم؛ و از منتقدان برجسته اعتقاد و عمل مسیحی بوده‌است. پاره‌ای از نوشتجات وی در این زمینه در کتابی تحت عنوان چرا مسیحی نیستم؟ جمع آوری شده‌اند.

البته او همانگونه که در مناظره با فردریک کاپلستون می‌گوید، مدعی توانایی در اثبات عدم وجود خدا نیست؛ اما چند سال بعد به کارگیری تمثیل قوری سماوی سعی در تاکید بر دیدگاه بی خدایانه(به جای ندانم گرایی) نمود.

راسل در من یک خداناباورم یا یک ندانم گرا؟ در سال ۱۹۴۷ می‌گوید:
« به عنوان یک فیلسوف، اگر بخواهم برای شنونده‌های فلسفی محض سخن بگویم باید بگویم که خود را یک ندانم گرا توصیف می‌کنم چرا که فکر نمی‌کنم برهانی قاطع وجود داشته باشد که کسی بتواند اثبات کند که خدایی وجود ندارد.

از سوی دیگر اگر بخواهم بر فردی معمولی در خیابان اثری صحیح بگذارم فکر می‌کنم که باید بگویم من یک خداناباور هستم چرا که وقتی می‌گویم نمی‌توانم اثبات کنم که خدایی وجود ندارد مجبورم که همچنین به همانسان بگویم که نمی‌توانم اثبات کنم که خدایان هومری وجود ندارند.

»

به تصریح او پرسش اساسی فلسفه دین این نیست که آیا هستی ای به نام خداوند دارای خاصیت وجود است یا نیست، بلکه این است که آیا تعریف خداوند مصداق و نمونه‌ای دارد یا خیر. این تحلیل مشهور راسل از «وجود دارد»، عبارت «خداوند وجود دارد» را بی معنا و در زمره اغلاط گفتاری مصطلح بر می‌شمرد.

وی دین را ناشی از ترس می‌داند به طوری که در کتاب «اجتماع انسانی» خود می‌گوید:
« انسان پدیده‌هایی را می‌دیده‌است که باعث ترس و اضطرابش می‌شده و برای اینکه این ترس و اضطراب را آرام کند، نمی‌توانسته ازعلم و شناخت واقعی پدیده‌ها که بعد منجر به پیدا کردن راه حلی مناسب و منطقی می‌شده استفاده کند در نتیجه به جای علاج واقعه یک مسکن برای خود پیدا می‌کرده و به تعبیری دل خود را خوش می‌کرده‌است. مثلا بااعتقاد به قضا و قدر ناملایمات زندگی را برای خود تعریف می‌کرده. یا با اعتقاد به بهشت و اینکه اگر ما اینجا سختی می‌کشیم در عوض بهشتی وجود دارد که در آنجا راحتیم ناملایمات زندگی را برای خود تحمل پذیر و توجیه می‌کرده‌است. »

در کتاب قدرت درباره سیاستمداران می‌گوید:
« کسب قدرت هرچه بیشتر، هدف حاکمان سیاسی بشری است همچنانکه قانون جاذبه، در اجسام، حاکم است...فقط با کشف این رمز که قدرت طلبی، عامل تعیین کننده فعالیت‌های مهم سیاسی است می‌توان طومار تاریخ تحولات سیاسی بشری از باستان تا معاصر را توجیه و تفسیر نمود...به همان ترتیبی که در علم فیزیک، «انرژی» عامل اساسی پدیده‌ها است «قدرت طلبی» مانند انرژی، دارای صور گوناگون است، تموّل، ارتش، مهمات جنگی. »

راسل در کتاب اخلاق و سیاست در جامعه می‌نویسد:
« اگر انسان را معجونی از فرشته و حیوان بدانیم حقّاً درباره حیوان بی انصافی کرده‌ایم پس چه بهتر است که او را - ترکیبی از فرشته و شیطان بدانیم. »

راسل در فصل آخر کتاب « آیا بشر آینده‌ای هم دارد»، یادآور می‌شود که پیشرفت علم با وجود این رهبران خود خواه، تا چه حد به مصائب بشر افزوده؛ به نظر او نزاع سال ۱۹۶۱ کندی و خروشچف تا نابود کردن همه ابناء بشر فاصله‌ای نداشته‌است».

او می‌نویسد:
« اینک (ژوئیه ۱۹۶۱) مهمترین مسأله‌ای که در برابر جهان قرار دارد بدینقرار است:

آیا از راه جنگ می‌توان چیزی بدست آورد که مورد پسند کسی باشد؟ کندی و خروشچف می‌گویند آری؛ مردانی که از سلامت عقل، برخوردارند می‌گویند نه. اگر این دو را قادر به تخمین احتمالات عقلانی بدانیم، ناگزیر به این نتیجه می‌رسیم که هر دو نفر بر این امر که وقت خاتمه دادن به وجود بشر رسیده‌است اتفاق نظر دارند.
»

خلاصه‌ای از سیر تحولات فلسفی راسل، در کتاب تکامل فلسفی من به قلم خود او به تحریر درآمده‌است.
گزیده آثار [ویرایش]
راسل در ۱۹۰۷

فهرست زیر شامل گزیده‌ای از آثار برتراند راسل است که به ترتیب تاریخ انتشار تنظیم شده‌است.

1896, German Social Democracy, London: Longmans, Green.
1897, An Essay on the Foundations of Geometry, Cambridge: At the University Press.
1900, A Critical Exposition of the Philosophy of Leibniz, Cambridge: At the University Press.

با عنوان شرح انتقادی بر فلسفه لایبنیتز به فارسی برگردانده شده‌است.

1903, The Principles of Mathematics The Principles of Mathematics, Cambridge: At the University Press.
1905 On Denoting, Mind vol. 14, NS, ISSN: 00264425, Basil Blackwell
1910, Philosophical Essays, London: Longmans, Green.
1910–1913, Principia Mathematica (with Alfred North Whitehead), 3 vols., Cambridge: At the University Press.

با عنوان مبادی ریاضیات به فارسی برگردانده شده‌است.

1912, The Problems of Philosophy, London: Williams and Norgate.

با عنوان مسائل فلسفه توسط منوچهر بزرگمهر به فارسی برگردانده شده‌است.

1914, Our Knowledge of the External World as a Field for Scientific Method in Philosophy, Chicago and London: Open CPublishing.

با عنوان علم ما به عالم خارج به فارسی برگردانده شده‌است.

1916, Principles of Social Reconstruction, London: George Allen & Unwin.
1916, Justice in War-time, Chicago: Open Court.
1917, Political Ideals, New York: The Century Co.
1918, Mysticism and Logic and Other Essays, London: Longmans, Green.

با عنوان عرفان و منطق توسط نجف دریابندی به فارسی برگردانده شده‌است.

1918, Proposed Roads to Freedom: Socialism, Anarchism, and Syndicalism, London: George Allen & Unwin.
1919, Introduction to Mathematical Philosophy, London: George Allen & Unwin, (ISBN 0-415-09604-9 for Routledge paperback) (Copy at Archive.org).
1920, The Practice and Theory of Bolshevism, London: George Allen & Unwin
1921, The Analysis of Mind, London: George Allen & Unwin.
1922, The Problem of China, London: George Allen & Unwin.
1923, The Prospects of Industrial Civilization (in collaboration with Dora Russell), London: George Allen & Unwin.
1923, The ABC of Atoms, London: Kegan Paul, Trench, Trubner.
1924, Icarus; or, The Future of Science, London: Kegan Paul, Trench, Trubner.
1925, The ABC of Relativity, London: Kegan Paul, Trench, Trubner.
1925, What I Believe, London: Kegan Paul, Trench, Trubner.
1926, On Education, Especially in Early Childhood, London: George Allen & Unwin.
1927, The Analysis of Matter, London: Kegan Paul, Trench, Trubner.

با عنوان تحلیل موضوع به فارسی برگردانده شده‌است.

1927, An Outline of Philosophy, London: George Allen & Unwin.
1927, Why I Am Not a Christian, London: Watts.

با عنوان چرا مسیحی نیستم به فارسی برگردانده شده‌است.

1927, Selected Papers of Bertrand Russell, New York: Modern Library.
1928, Sceptical Essays, London: George Allen & Unwin.
1929, Marriage and Morals, London: George Allen & Unwin.

با عنوان زناشویی و اخلاق توسط ابراهیم یونسی به فارسی برگردانده شده‌است.

1930, The Conquest of Happiness, London: George Allen & Unwin.
1931, The Scientific Outlook, London: George Allen & Unwin.
1932, Education and the Social Order, London: George Allen & Unwin.
1934, Freedom and Organization, 1814–1914, London: George Allen & Unwin.
1935, In Praise of Idleness, London: George Allen & Unwin.
1935, Religion and Science, London: Thornton Butterworth.

با عنوان دین و علم توسط علی اصغر مهاجر و احمد ایرانی به فارسی برگردانده شده‌است.

1936, Which Way to Peace?, London: Jonathan Cape.
1937, The Amberley Papers: The Letters and Diaries of Lord and Lady Amberley (with Patricia Russell), 2 vols., London: Leonard & Virginia Woolf at the Hogarth Press.
1938, Power: A New Social Analysis, London: George Allen & Unwin.

با عنوان قدرت توسط هوشنگ منتصری و نجف دریابندری به فارسی برگردانده شده‌است.

1940, An Inquiry into Meaning and Truth, New York: W. W. Norton & Company.
1945, History of Western Philosophy and Its Connection with Political and Social Circumstances from the Earliest Times to the Present Day, New York: Simon and Schuster.

با عنوان تاریخ فلسفه غرب راسل توسط نجف دریا بندری به فارسی برگردانده شده‌است.

1948, Human Knowledge: Its Scope and Limits, London: George Allen & Unwin.

با عنوان دانش بشر توسط هوشنگ ایرانی به فارسی برگردانده شده‌است.[۱۴][۱۵]

1949, Authority and the Individual, London: George Allen & Unwin.
1950, Unpopular Essays, London: George Allen & Unwin.
1951, New Hopes for a Changing World, London: George Allen & Unwin.
1952, The Impact of Science on Society, London: George Allen & Unwin.
1953, Satan in the Suburbs and Other Stories, London: George Allen & Unwin.
1954, Human Society in Ethics and Politics, London: George Allen & Unwin.
1954, Nightmares of Eminent Persons and Other Stories, London: George Allen & Unwin.
1956, Portraits from Memory and Other Essays, London: George Allen & Unwin.
1956, Logic and Knowledge: Essays 1901–1950 (edited by Robert C. Marsh), London: George Allen & Unwin.
1957, Why I Am Not A Christian and Other Essays on Religion and Related Subjects (edited by Paul Edwards), London: George Allen & Unwin.
1958, Understanding History and Other Essays, New York: Philosophical Library.
1959, Common Sense and Nuclear Warfare, London: George Allen & Unwin.
1959, My Philosophical Development, London: George Allen & Unwin.

با عنوان تکامل فلسفی من به فارسی برگردانده شده‌است.

1959, Wisdom of the West ("editor", Paul Foulkes), London: Macdonald.
1960, Bertrand Russell Speaks His Mind, Cleveland and New York: World Publishing Company.
1961, The Basic Writings of Bertrand Russell (edited by R.E. Egner and L.E. Denonn), London: George Allen & Unwin.
1961, Fact and Fiction, London: George Allen & Unwin.
1961, Has Man a Future?, London: George Allen & Unwin.

با عنوان آینده بشر به فارسی برگردانده شده‌است.

1963, Essays in Skepticism, New York: Philosophical Library.
1963, Unarmed Victory, London: George Allen & Unwin.
1965, On the Philosophy of Science (edited by Charles A. Fritz, Jr.), Indianapolis: The Bobbs-Merrill Company.
1967, Russell's Peace Appeals (edited by Tsutomu Makino and Kazuteru Hitaka), Japan: Eichosha's New Current Books.
1967, War Crimes in Vietnam, London: George Allen & Unwin.
1967–1969, The Autobiography of Bertrand Russell, 3 vols., London: George Allen & Unwin.

با عنوان اتوبیوگرافی راسل به فارسی برگردانده شده‌است.

1969, Dear Bertrand Russell... A Selection of his Correspondence with the General Public 1950–1968 (edited by Barry Feinberg and Ronald Kasrils), London: George Allen and Unwin.

پانویس [ویرایش]

↑ Sidney Hook, "Lord Russell and the War Crimes Trial", Bertrand Russell: critical assessments, Volume 1, edited by A. D. Irvine, (New York 1999) page 178
↑ Stanford Encyclopedia of Philosophy, "Bertrand Russell", 1 May 2003
↑ Hestler, Anna (2001). Wales. Marshall Cavendish. p. 53. ISBN 0-7614-1195-X.
↑ Bloy, Marjie, Ph.D.. "Lord John Russell (1792-1878)". http://www.victorianweb.org/history/pms/russell.html. Retrieved 28 October 2007.
↑ ۵٫۰ ۵٫۱ برتراند راسل. جهانی که من می‌شناسم. انتشارات امیرکبیر، ۱۳۴۵. ۳.
↑ The Autobiography of Bertrand Russell, p.38
↑ The Autobiography of Bertrand Russell, p.35
↑ Richard Rempel (1979). "From Imperialism to Free Trade: Couturat, Halevy and Russell's First Crusade". Journal of the History of Ideas 40 (3): 423–443. doi:10.2307/2709246.
↑ ۹٫۰ ۹٫۱ Bertrand Russell (1988) [1917]. Political Ideals. Routledge. ISBN 0-415-10907-8.
↑ The Nobel Foundation (1950). Bertrand Russell: The Nobel Prize in Literature 1950. Retrieved on 11 June 2007.
↑ دایره المعارف فلاسفه استانفورد[۱]
↑ گراهام پریست. «وصف‌ها و وجود: آیا یونانیان زئوس را می‌پرستیدند؟». در منطق. ترجمهٔ بهرام اسدیان. چاپ اول. تهران: نشر ماهی، ۱۳۸۷. صفحه ۴۸.
↑ Ludlow, Peter, "Descriptions", The Stanford Encyclopedia of Philosophy (Fall 2008 Edition), Edward N. Zalta (ed.), URL = [1].
↑ راسل، برتراند. «دانش بشر». ترجمهٔ هوشنگ ایرانی. ماهنامهٔ دانش، اردی‌بهشت ۱۳۲۸، شماره ۲
↑ راسل، برتراند. «دانش بشر». ترجمهٔ هوشنگ ایرانی. ماهنامهٔ دانش، مرداد ۱۳۲۸، شماره

http://www.majarajooyan.mihanblog.com آدرس وبلاگ منه خوش حال ميشم از نظرات شما آگاه بشم
هنر زندگي را از طبيعت بايد آموخت
02-21-2012 10:24 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
dariuoshmusavi آفلاین
Moderator
*****

ارسال‌ها: 1,278
تاریخ عضویت: Jul 2011
اعتبار: 5
سپاس ها 102
سپاس شده 241 بار در 177 ارسال
ارسال: #36
RE: مشا هير جهان
آگاتا کریستی
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
بانو آگاتا کریستی
زادروز ۱۵ سپتامبر ۱۸۹۰
تورکوای، دوون
Flag of England.svg انگلستان
درگذشت ۱۲ ژانویه ۱۹۷۶
والینگفورد، آکسفوردشر
Flag of England.svg انگلستان
علل طبیعی
ملیت انگلیسی
پیشه نویسنده
لقب ملکه جنایت
همسر آرچیبالد کریستی
مکس ای.ال. مالوون
امضا
وبگاه
http://www.agathachristie.com
صفحه در وب‌گاه IMDb

بانو آگاتا کریستی، DBE (به انگلیسی: Dame Agatha Christie, DBE) (زاده ۱۵ سپتامبر ۱۸۹۰ - درگذشته ۱۲ ژانویه ۱۹۷۶) نویسنده انگلیسی داستان‌های جنایی و ادبیات کارآگاهی بود. او با نام مستعار ماری وستماکوت (به انگلیسی: Mary Westmacott) داستان‌های عاشقانه و رومانتیک نیز نوشته‌است، ولی شهرت اصلی او بخاطر ۶۶ رمان جنایی اوست. داستان‌های آگاتا کریستی، بخصوص آن دسته که در باره ماجراهای کارآگاه هرکول پوآرو و یا خانم مارپل هستند، نه تنها لقب «ملکه جنایت» را برای او به ارمغان آوردند بلکه وی را به‌عنوان یکی از مهم‌ترین و مبتکرترین نویسندگانی که در راه توسعه و تکامل داستان‌های جنایی کوشیده‌اند نیز معرفی و مطرح نمودند.

آگاتا کریستی در کتاب رکوردهای گینس مقام اول در میان پرفروش‌ترین نویسندگان کتاب در تمام دوران‌ها و مقام دوم (بعد از ویلیام شکسپیر)در میان پرفروش‌ترین نویسندگان در هر زمینه‌ای را به خود اختصاص داده‌است. تخمین زده شده‌است که یک میلیارد از کتابهای او به زبان اصلی (انگلیسی) و یک میلیارد دیگر در ترجمه‌های گوناگون به ۱۰۳ زبان دنیا به فروش رسیده‌است [۱]. محبوبیت جهانی کریستی به آن درجه‌است که بطور مثال در کشوری چون فرانسه تعداد کتابهایی که از او تا سال ۲۰۰۳ به فروش رسیده بالغ بر۴۰ میلیون جلد بوده‌است.
آگاتا کریستی

تله موش که یکی از آثار معروف او است برای اولین بار در ۲۵ نوامبر ۱۹۵۲ در لندن (تئاتر آمباسادورها) به روی صحنه رفت و از آن تاریخ تا زمان حاضر و در طول بیش از ۵۰ سال همیشه بر روی صحنه بوده‌است و از این نظر دارای رکورد می‌باشد. این نمایشنامه تا کنون فقط در لندن بیش از ۲۰٬۰۰ بار به روی صحنه رفته‌است.

در سال ۱۹۵۵ آگاتا کریستی اولین نویسنده‌ای بود که جایزه استاد بزرگ که وِیژه نویسندگان ممتاز داستان‌های جنایی آمریکا بود را دریافت نمود. در همان سال نمایشنامه او به نام شاهد پرونده (به انگلیسی: Witness for the Prosecution) به‌عنوان بهنرین نمایشنامه برندهٔ جایزه ادگار گردید.


بیشتر کتابها و داستان‌های کوتاه او (و بعضی‌ها از آنها برای چندین بار) به فیلم درآمده‌اند که از آن میان می‌توان بطور مثال به فیلم‌های قتل در قطار سریع السیر اورینت، مرگ در رودخانه نیل و قطار چهار و پنجاه دقیقه از پدینگتون اشاره نمود. بسیاری از نوشته‌های آگاتا کریستی بطور مکرر برای تهیه برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی نیز مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

کریستی در سال ۱۹۵۵، نخستین کسی بود که جایزهٔ استاد اعظم را از مجمع معمایی‌نویسان آمریکا دریافت کرد.[۲]
محتویات
[نهفتن]

۱ زندگی
۲ آثار
۳ بازی
۴ در زبان فارسی
۵ پیوند به بیرون
۶ منبع

زندگی [ویرایش]

آگاتا کریستی با نام اصلی آگاتا مری کلاریسا میلر (به انگلیسی: Agatha Mary Clarissa Miller) در شهر ترکی در ناحیه دوون انگلستان به دنیا آمد. پدر او آمریکایی بود و فردریک میلر نام داشت. مادرش کلارا بومر انگلیسی و از یک خانواده اشرافی بود. آگاتا بدلیل آمریکایی بودن پدر می‌توانست تبعه ایالات متحده نیز باشد ولی هرگز از آن کشور تقاضای تابعیت ننمود. او دارای یک خواهر و یک برادر بود که هردوی آنان از وی مسن‌تر بودند.

آگاتا در سال ۱۹۱۴ با یک سرهنگ نیروی هوایی بنام آرچی بالد کریستی ازدواج کرد که ازدواج موفقی نبود و زندگی مشترک آنان بعد از ۱۴ سال عاقبت در سال ۱۹۲۸ با جدا شدن از یکدیگر خاتمه یافت. دختری بنام روزالیند هیکز حاصل این ازدواج بود.

آگاتا در زمان جنگ اول جهانی در بیمارستان و سپس در داروخانه کار می‌کرد، شغلی که تأثیر زیادی بر نوشته‌های او داشته‌است: بسیاری از قتل‌هایی که در کتابهای او رخ می‌دهند به‌وسیله خوراندن سم به مقتولین است که به انجام می‌رسند.
اتاق آگاتا کریستی در هتل پرا پالاس استانبول. او کتاب قتل در قطار سریع‌السیر شرق را در زمان اقامتش در همین اتاق نوشت.

در هشتم دسامبر ۱۹۲۶ وقتی در سانینگ دیل واقع در برک شایر زندگی می‌کرد برای مدت ده روز ناپدید گردید و روزنامه‌ها در این مورد جار و جنجال فراوانی بپا کردند. اتومبیل او در یک گودال گچ پیدا شد و خود او را نیز نهایتا در هتلی واقع در هروگیت یافتند. آگاتا اتاق هتل را با نام خانمی که اخیرا شوهرش اعتراف کرده بود با وی رابطه عاشقانه دارد کرایه کرده بود و در توضیح این ماجرا، ادعا کرده بود که در اثر ضربه روحی ناشی از مرگ مادر و خیانت شوهر دچار فراموشی گردیده بوده‌است. در مورد اینکه آیا کل این ماجرا یک کار تبلیغاتی بوده‌است یا خیر، کماکان نظرات ضد و نقیض اند. در آن زمان دید کلی مردم نسبت به ناپدید شدن آگاتا دیدی منفی بود و عده بسیاری بر این باور بودند که آن ترفند تبلیغاتی مبالغ قابل توجهی هزینه روی دست مالیات دهندگان کشور گذاشته‌است. در سال ۱۹۷۹ این ماجرای ناپدید شدن موضوع فیلمی شد بنام آگاتا که در آن وانسا ردگریو در نقش آگاتا کریستی ظاهر می‌شود.

آگاتا در سال ۱۹۳۰ با یک باستان‌شناس بنام سر ماکس مالووان که ۱۴ سال از او جوان‌تر بود ازدواج کرد و با او به سفرهای فراوانی رفت. جای پای این سفرها و شهرها و کشورهایی که او از آنها دیدن می‌کرد را می‌توان در بیشتر داستان‌هایش که وقایع آنها در کشورهای شرقی (خاور میانه) رخ می‌دهند، مشاهده نمود. ازدواج او با مالووان در ابتدا ازدواجی موفق و شاد بود. این ازدواج توانست با وجود ماجراجویی‌های عشقی خارج از ازدواج مالووان برای مدتی نسبتاً طولانی دوام بیآورد.

آگاتا کریستی رمان قتل در قطار سریع السیر شرق را در سال ۱۹۳۴ وقتی در هتل پرا پالاس استانبول سکونت داشت نوشت. استانبول آخرین ایستگاه شرقی قطار سریع السیر اورینت بود که در آن زمان بین غرب و شرق اروپا در تردد بود. اتاقی که آگاتا کریستی در آن می‌زیست توسط مقامات هتل پرا پالاس به‌عنوان یادبود این نویسنده نامدار در همان حال و هوای زمان اقامت کریستی حفظ و نگهداری شده‌است.

آگاتا کریستی در ۱۲ ژانویه ۱۹۷۶ در سن ۸۵ سالگی و بطور طبیعی درگذشت. او تنها یک فرزند به نام روزالیند هیکز داشت که او نیز در سن ۸۵ سالگی و بتاریخ ۲۸ اکتبر ۲۰۰۴ درگذشت. در حال حاضر تمام حقوق مربوط به نشر و فروش کتابهای کریستی در اختیار و مالکیت نوهٔ او ماتیو پریچارد است.
آثار [ویرایش]

اولین پرونده‌های پوآرو (Poirot's early cases) نشر هرم این کتاب را به ترجمهُ محمد رضا عمادی چاپ کرده است.
گربه‌ای میان کبوتران (Cat among the pigeons) نشر هرم این کتاب را به ترجمهُ فرزام حبیبی اصفهانی چاپ کرده است.
و سپس هیچکس نبود((And then there were none))
مرگ، نقطهٔ پایان
راز قطار آبی (۱۹۲۸) The Mystery of the Blue Train))
قتل در بین‌النهرین (۱۹۳۶) Murder in Mesopotamia))
پنج خوک کوچک (۱۹۲۴) Five Little Pigs))
فیل‌ها به یاد می‌آورند (۱۹۷۲) (Elephants Can Remember)
پرده [آخرین اثری که هرکول پوارو در آن نقش دارد] (۱۹۷۵) Curtain))
جسدی در کتابخانه (۱۹۴۲) The Body in the Library))
نمسیس (۱۹۷۱) Nemesis))
قتل در قطار سریع‌السیر شرق (Murder on the Orient Express)
مرگ روی نیل (death on the Nile)
عروسکی در دودکش بخاری
شب بی پایان
مردی با لباس قهوه‌ای
جنایت خفته
ماجرای اسرارآمیز در استایلز
تعطیلات برای قتل
دشمن مخفی
تراژدی در سه پرده
مصیبت بی گناهی
قتل راجر آکروید
گناه مضاعف
پس از تشعیع جنازه
چهار قدرت بزرگ
ان یا ام

http://www.majarajooyan.mihanblog.com آدرس وبلاگ منه خوش حال ميشم از نظرات شما آگاه بشم
هنر زندگي را از طبيعت بايد آموخت
02-21-2012 10:25 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
dariuoshmusavi آفلاین
Moderator
*****

ارسال‌ها: 1,278
تاریخ عضویت: Jul 2011
اعتبار: 5
سپاس ها 102
سپاس شده 241 بار در 177 ارسال
ارسال: #37
RE: مشا هير جهان
آرتور کانن دویل
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از سر آرتور کنان دویل)
برای دیگر کاربردها، ACD (ابهام‌زدایی) را ببینید.
آرتور کانن دویل
PortraitOfACD.JPG
پرتره توسط سیدنی پجت حدود ۱۸۹۰ میلادی
نام اصلی Sir Arthur Ignatius Conan Doyle
زمینه فعالیت نویسنده، پزشک
ملیت اسکاتلندی
تولد ۲۲ مه ۱۸۵۹
ادینبورگ، اسکاتلند
والدین چارلز دویل
مرگ ۷ جولای ۱۹۳۰
کراوبورو، ساسکس، انگلستان
محل زندگی بریتانیا (ادینبورگ، ساوت سی، کراوبورو)
مدفن کراوبورو
سال‌های نویسندگی دهه ۷۰ قرن نوزدهم الی دهه ۲۰ قرن بیستم میلادی
همسر(ها) جین کانن دویل
فرزندان کینگزلی، مری، دنیس، آدرین، جین

سر آرتور کانن دویل (به انگلیسی: Sir Arthur Ignatius Conan Doyle)، (متولد ۲۲ مه ۱۸۵۹ - متوفی ۷ جولای ۱۹۳۰ )، نویسنده و پزشک اسکاتلندی بود. وی شهرت خود را مدیون پدید آوردن شخصیت شرلوک هولمز، کارآگاه خصوصی بسیار مشهور، است.


محتویات
[نهفتن]

۱ زندگینامه
۱.۱ تولد و کودکی
۱.۲ نوجوانی و جوانی
۱.۳ آثار
۲ منابع
۳ پیوند به بیرون

زندگینامه [ویرایش]
تولد و کودکی [ویرایش]

آرتور کونان دویل، پزشک و نویسندهٔ اسکاتلندی، در سال ۱۸۵۹ میلادی، در ادینبورگ چشم به جهان گشود. پدر وی چارلز دویل فرزند جان دویل و برادر ریچارد دویل بود. پدر وی به مانند پدرش و برادرش، به کار نقاشی مشغول بود. البته عدم موفقیت وی در این رشته سبب شد تا وی به مشروبات الکلی اعتیاد پدا کند و در نهایت به خاطر حمله‌های ناشی از بیماری صرع به آسایشگاه منتقل شود.
نوجوانی و جوانی [ویرایش]

او در دانشگاه ادینبورگ به تحصیل پرداخت.
آثار [ویرایش]

او نویسندهٔ پرکاری بود و آثار زیادی دارد. علاوه بر کتاب‌های شرلوک هولمز، تعداد قابل توجهی رمان تاریخی، کتاب تاریخ، از جمله کتاب مفصلی دربارهٔ بوئرهای آفریقای جنوبی و نیز کتابی دربارهٔ احضار ارواح (که در اواخر عمر، سخت بدان معتقد شده بود) نوشته است. کتاب‌های شرلوک هولمز او، که اکنون بیش از خودش شهرت دارند، در ابتدا، با بی مهری مواجه شدند. خوانندگان زیادی حاضر به خریدن چنین کتابی نبودند. تا جایی که او، برای چاپ کتاب «اتود در قرمز لاکی»اش (A study in scarlet) مجبور شد به مجلاتی روی آورد که داستان‌های مختلف و کم فروش را، در یک یا چند شماره از خود، با کاغذهای ارزان قیمت، چاپ می‌کردند. اما پس از آن، رفته رفته بر مشهوریتش افزوده شد و پس از مدت کمی، همان نشریهٔ مجلهٔ مزبور، حاضر به چاپ داستان او، در یک کتاب جداگانه شد و این، نقطهٔ آغاز مجموعه‌های آرتور کونان دویل بود. او در سال ۱۹۳۰ میلادی، چشم از جهان فروبست.
منابع [ویرایش]

۱. ماجراهای شرلوک هولمز (عینک طلایی)، آرتور کونان دویل، حسین سبحانی، مقدمه

۲. ماجراهای شرلوک هولمز (نشانهٔ چهار)، آرتور کونان دویل، مژده دقیقی، مقدمه

http://www.majarajooyan.mihanblog.com آدرس وبلاگ منه خوش حال ميشم از نظرات شما آگاه بشم
هنر زندگي را از طبيعت بايد آموخت
02-21-2012 10:26 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
dariuoshmusavi آفلاین
Moderator
*****

ارسال‌ها: 1,278
تاریخ عضویت: Jul 2011
اعتبار: 5
سپاس ها 102
سپاس شده 241 بار در 177 ارسال
ارسال: #38
RE: مشا هير جهان
جان میلتون
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
جان میلتون
John-milton.jpg

تاریخ تولد ۹ دسامبر ۱۶۰۸
محل تولد لندن، انگلستان
تاریخ مرگ ۸ نوامبر ۱۶۷۴
محل مرگ لندن، انگلستان
ملیت انگلیسی


اثر شاخص بهشت گمشده




جان میلتون (به انگلیسی: John Milton) ‏ (زادهٔ ۹ دسامبر ۱۶۰۸ - درگذشته ۸ نوامبر ۱۶۷۴) شاعر و نویسنده انگلیسی است. مهمترین اثرش بهشت گمشده نام دارد. وی مقالات بحث برانگیزی در خصوص آزادی انتشار، آموزش و حذف سانسور نگاشت.
زندگی [ویرایش]

او بین سالهای ۱۶۲۵ تا ۱۶۳۲ در مدرسه سن پل کمبریج و بعد از آن در دانشگاه کمبریج به تحصیل پرداخت. در همین سال‌ها شعرهایی به زبانهای ایتالیایی، لاتین و انگلیسی سرود. جان میلتون در خلال سالهای ۱۶۴۱ تا ۱۶۶۰ به تبیین اندیشه‌های خود در خصوص آزادی بیان، آزادی مذهب و آموزش پرداخت. در سال ۱۶۵۲ بینایی خود را از دست داد. جان میلتون در ۸ نوامبر ۱۶۷۴ درگذشت.
مهم‌ترین آثار [ویرایش]

بهشت گمشده(به انگلیسی: Paradise Lost)
فردوس موجود یا بهشت بازیافته (به انگلیسی: Paradise Regained)
آلام شمشون (به انگلیسی: Samson Agonistes)

منابع [ویرایش]

تاریخ ادبیات انگلستان، بخش ۲ صفحات ۱۴۵ تا ۱۷۳ تالیف دکتر صورتگر
ویکی‌پدیای انگلیسی

http://www.majarajooyan.mihanblog.com آدرس وبلاگ منه خوش حال ميشم از نظرات شما آگاه بشم
هنر زندگي را از طبيعت بايد آموخت
02-21-2012 10:26 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
dariuoshmusavi آفلاین
Moderator
*****

ارسال‌ها: 1,278
تاریخ عضویت: Jul 2011
اعتبار: 5
سپاس ها 102
سپاس شده 241 بار در 177 ارسال
ارسال: #39
RE: مشا هير جهان
تل لیلیان وینیچ
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
اتل لیلیان وینیچ
زادروز ۱۱ مه ۱۸۶۴
کانتی کرک Flag of Ireland.svg جمهوری ایرلند
درگذشت ۲۷ ژوئیه ۱۹۶۰ (سن:۹۶ سال)
نیویورک سیتی , Flag of the United States.svg ایالات متحده آمریکا
ملیت ایرلندی
پیشه نویسنده، موسیقیدان
آثار خرمگس
همسر میخائیل وینیچ -۱۸۹۳
صفحه در وب‌گاه IMDb


اتل لیلیان وینیچ (به انگلیسی: Ethel Lilian Voynich) نویسنده و موسیقی‌دان انگلیسی بود.


محتویات
[نهفتن]

۱ زندگی
۲ مرگ
۳ آثار
۴ منابع

زندگی [ویرایش]

اتل لیلیان وینیچ در خانوادهٔ جرج بول یکی از دانشمندان برجستهٔ انگلیسی در ۱۱ مه ۱۸۶۴ دیده به جهان گشود. پدر وی پروفسور ریاضیات بود، مادرش دربارهٔ مسائل اجتماعی مقالاتی می‌نوشت.

«جرجی اورست»، عموی مادر او، جغرافیدان مشهوری بود و مرتفع‌ترین قلهٔ جهان نیز، به پاس تحقیقات وی، در سلسله جبال هیمالیا، اورست نام گرفته است.


اتل از کودکی با احتیاج آشنا شد. هنوز یک سال و نیم از عمرش نگذشته بود که پدرش جهان را وداع گفت. پس از پدر، پرورش او و چهار خواهر دیگرش به دوش مادر افتاد. مادر نیز با تدریس ریاضیات، به زحمت این خانوادهٔ بزرگ را اداره می‌کرد. استعدادهای درخشان نویسندهٔ آینده، زودرس بود. او به تحصیل فلسفه، ادبیات، زبانشناسی و موسیقی پرداخت. در این میان، موسیقی بیش از همه نظر او را جلب می‌کرد. ابتدا به آثار ویلیام بلیک شاعر انگلیسی علاقه مند شد، سپس آثار «شکسپیر» و «دیکنز» به زندگی‌اش راه یافتند.


در سال ۱۸۸۲، ارثیهٔ مختصری به او رسید و بی درنگ عازم برلین شد و پس از سه سال تحصیل در آنجا، فارغ‌التحصیل رشتهٔ پیانو گردید. در همین سال‌ها بود که توجهش به مسائل اجتماعی جلب شد و مبارزهٔ انسان‌ها به خاطر آزادی، شوری عظیم در وی برانگیخت. از این پس، اشعار «والت ویتمن» شاعر آمریکایی ورد زبانش بود:
« «ای آزادی ! بگذار دیگران به تو ایمان نداشته باشند اما من تا واپسین دم به تو مومن خواهم ماند!»» »


اتل در بهار ۱۸۸۷ به روسیه سفر کرد و در مراجعت به وطن، با میخائیل وینیچ، یک انقلابی لهستانی که به انگلستان گریخته بود، ازدواج کرد.

در سال ۱۸۹۳، ترجمهٔ آثار کاشین، گوگول، داستایفسکی، شچدرین، اوسپنسکی و گروهی دیگر از نویسندگان روس را آغاز کرد. پس از آن، نخستین رمان خود، خرمگس را به چاپ رساند. سه سال پس از انتشار خرمگس، رمان دیگر وی به نام جک دیموند چاپ شد. اتل در کتاب اخیر خود نیز ریاکاری و قساوت خادمان کلیسا را برملا و رسوا می‌سازد.

در سال ۱۹۰۴، سومین اثر او به نام الیویالتام انتشار یافت. در سال ۱۹۱۰، رمان دیگری به نام دوستی گسیخته شده نوشت. این رمان دربارهٔ زندگی خرمگس در آمریکای جنوبی است.

در ۱۹۱۱ و چند سال بعد از آن، چند اثر معروف از لرمانتوف، شاعر اوکراینی، را به زبان انگلیسی ترجمه و منتشر کرد.

وینیچ از موسیقی نیز غافل نبود. چند سمفونی تصنیف کرد؛ اوراتوریوی او به نام بابیلون بخصوص جالب است. از کارهای دیگر او ترجمهٔ نامه‌های شوپن، موسیقیدان معروف لهستانی است.

نویسندهٔ ۸۰ ساله در ۱۹۴۴ رمان جدید خود را به نام کفشت را بکن به پایان برد. وی در این اثر نیز بار دیگر به چهرهٔ خرمگس متوسل می‌شود. این رمان دربارهٔ اجداد مادری خرمگس نوشته شده است.
مرگ [ویرایش]

در غروب ۲۷ ژوئیه ۱۹۶۰، اتل لیلیان وینیچ در سن ۹۶ سالگی چشم از جهان فرو بست.
آثار [ویرایش]

خرمگس
جک دیموند
الیویالتام
دوستی گسیخته شده
کفشت را بکن

http://www.majarajooyan.mihanblog.com آدرس وبلاگ منه خوش حال ميشم از نظرات شما آگاه بشم
هنر زندگي را از طبيعت بايد آموخت
02-21-2012 10:27 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
dariuoshmusavi آفلاین
Moderator
*****

ارسال‌ها: 1,278
تاریخ عضویت: Jul 2011
اعتبار: 5
سپاس ها 102
سپاس شده 241 بار در 177 ارسال
ارسال: #40
RE: مشا هير جهان
آنتونی هوروویتس
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
آنتونی هوروویتس
زادروز ۵ آوریل ۱۹۵۶
استانمور، انگلستان
پیشه نویسنده، فیلمنامه نویس
وبگاه
http://www.anthonyhorowitz.com/books/index.html

آنتونی هورویتس (به انگلیسی: Anthony Horowitz) (زاده ۵ آوریل ۱۹۵۶) نویسندهٔ انگلیسی گونهٔ وحشت و خیال‌پردازی است. او بیشتر به نوشتن رمان‌های کودکان می‌پردازد.
محتویات
[نهفتن]

۱ زندگی و حرفه
۲ گروشام گرینج و هری پاتر
۳ فهرست کتاب‌ها
۴ جستارهای وابسته
۵ منابع

زندگی و حرفه [ویرایش]

شاید بتوان گفت زندگی آنتونی هوروویتس از داستان‌های چارلز دیکنز یا برادران گریم برگرفته شده‌است. در سال ۱۹۵۶، هوروویتس در خانواده‌ای یهودی در استن‌مور، میدل‌سکس انگلستان به‌دنیا آمد. پدرش بازرگان ثروتمندی بود که برای نخست‌وزیر هارولد ویلسون کار می‌کرد. او با دانستن این‌که ممکن است ورشکسته شود، حساب‌های بانکی‌اش را با نامی مستعار، به بانک دیگری انتقال داد و چندی بعد درگذشت. با وجود تلاش‌های بسیار، خانوادهٔ وی هرگز نتوانست پول را پیدا کند.

وقتی هوروویتس کودک بود، مادرش - که او همیشه ستایش‌اش می‌کند - کتاب‌های فرانکنشتاین و دراکولا را به او معرفی کرد و در سیزده سالگی نیز، یک جمجمهٔ انسان به‌عنوان هدیهٔ تولد به او داد.

مادربزرگش، زنی بدذات بود که تاثیر بدی بر زندگی وی گذاشت. چنان‌که خود هوروویتس می‌گوید: «او حقیقتا آدمی شیطانی بود.»

در هشت سالگی، هوروویتس را به یک مدرسهٔ شبانه‌روزی فرستادند و او آن‌جا بزرگ شد. آن‌طور که خودش می‌گوید، مدرسه بسیار وحشتناک بود و مدیرش، بچه‌ها را آن‌قدر شلاق می‌زد تا بدن‌شان تاول بزند.

آنتونی هوروویتس نوشتن را از ۸ سالگی و به‌طور حرفه‌ای از ۲۳ سالگی شروع کرد. او می‌گوید: «تنها زمانی که کاملا احساس خوش‌حالی می‌کنم، وقتی است که دارم می‌نویسم.»

اولین کتاب وی، با نام «راز شوم فردریک ک. باور - The Sinister Secret of Frederick K Bower»، یک طنز ماجرایی برای کودکان بود که در سال ۱۹۷۹ به چاپ رسید و بعداً تحت عنوان Enter Frederick K Bower تجدید چاپ شد. دومین رمان او «میشا، جادوگر و طلسم اسرارآمیز» نام داشت که در سال ۱۹۸۱ منتشر شد. اولین مجموعهٔ داستانی او، سری «ستارهٔ پنج‌پر» بود که هیچ‌وقت آن را کامل نکرد.

او هم‌چنین در نوشتن در زمینهٔ شخصیت‌های افسانه‌ای نیز فعالیت داشته‌است. وی با هم‌کاری ریچارد کارپنتر، چند قسمت از مجموعهٔ تلویزیونی رابین هود را نوشت و در سال ۱۹۸۱ سه قسمت از این مجموعهٔ تلویزیونی را برای کودکان نوشت و به چاپ رساند.

به سال ۱۹۸۸ کتاب «گروشام گرینج» منتشر شد که سال ۱۹۸۹ جایزهٔ کتاب کودکان لانکاشیر را از آن خود کرد. گروشام گرینج داستان دیوید الیوت ۱۳ ساله‌است که با توجه به افسانهٔ «هفتمین فرزندِ هفتمین فرزند بودن»، جادوگر محسوب می‌شود (در غرب افسانه‌ای هست که می‌گوید اگر کسی هفتمین فرزندِ هفتمین فرزند باشد، جادوگر می‌شود). مثل هوروویتس، کودکی دیوید نیز به بدی می‌گذرد.

موفقیت وی با انتشار کتاب «مالتی ِ شاهین» (۱۹۸۶ - اولین جلد از سری «برادران دایمند») آغاز شد که فیلم تلویزیونی آن نیز با عنوان Just Ask For Diamond ساخته شد. تا به حال سری برادران دایمند در ۷ جلد ادامه پیدا کرده.

در دههٔ ۹۰، هوروویتس تعدادی رمان مستقل نوشت که شامل «مادربزرگ»(۱۹۹۴)، «ژانوس، ستارهٔ آرزو»(۱۹۹۶ - The Switch)، شیطان و پسرکش (۱۹۹۸) و «جام نحس» (۱۹۹۹) می‌شود. جام نحس درواقع ادامهٔ داستان گروشام گرینج است که به سال ۲۰۰۳ برای مشخص‌شدن ارتباط آن با گروشام گرینج، به «بازگشت به گروشام گرینج» تغییر نام یافت.

وی هم‌چنین کتاب «ترسناک‌های هوروویتس»(۱۹۹۹) و «ترسناک‌ترهای هوروویتس» (۲۰۰۰ – More Horowitz Horror) را نوشت که مجموعه‌ای از چند داستان کوتاه ترسناک‌اند. این دو کتاب، بعداً دوباره به‌صورت کتاب‌هایی که هرکدام دو یا سه تا از داستان‌های ترسناک هوروویتس را شامل می‌شدند، تحت عنوان «پاکت هوروویتس» منتشر شدند.

در سال ۲۰۰۰، هوروویتس نوشتن مجموعهٔ موفق «الکس رایدر» را آغاز کرد که دربارهٔ نوجوانی ۱۴ ساله‌است که برای سازمان جاسوسی MI۶ کار می‌کند.این رمان یکی از بهترین رمان های برای نوجوانان است و دارای جایزه های معتبر بسیار زیادی است . تا حالا ( سال 2011) 600 میلیون نسخه از این کتاب به فروش رسیده . از روی این کتاب مانند هری پاتر؛ توسط هالیوود فیلم ساخته شده که فیلمی بسیار جذاب و مهیج با نام توفان شکن( storm breaker ) است . این کتاب در اروپا و آمریکا مانند هری پاتر پر طرفدار است .

در سال ۲۰۰۵، همزمان با انتشار کتاب‌های الکس رایدر (که تا به حال 11 جلد از آن نوشته شده)، هوروویتس مجموعهٔ دیگری را با نام «قدرت پنج» آغاز کرد. می‌توان گفت قدرت پنج، نسخهٔ جدید و بازنویسی‌شدهٔ مجموعهٔ ستارهٔ پنج‌پر است که هرچند قرار بود پنج جلد باشد، تنها چهار جلد از آن نوشته شد.

وی کتاب طنزی هم با نام «شوخی ِ کشنده» (۲۰۰۴ The Killing Joke –) برای بزرگسالان نوشته‌است.

آنتونی هوروویتس در عرصهٔ سینما نیز فعالیت دارد. او تا به حال فیلم‌نامهٔ مجموعه‌های تلویزیونی از قبیل «جنگ ِ فویل» (Foyle's War) و هرکول پوآرو (از کتاب پوآرو آگاتا کریستی) را نوشته‌است.

وی اکنون با همسرش جیل گرین (تهیه‌کنندهٔ برنامه‌های تلویزیونی) و دو فرزندش نیکلاس و کاسیان، در لندن زندگی می‌کند. تمام خانواده درگیر حرفهٔ اوست. همسرش، تابه‌حال تهیه‌کنندهٔ چندین فیلم‌نامهٔ او (از جمله Foyle's War) بوده. پسرش کاسیان بازیگر است و در سه تا از نمایش‌های او حضور داشته. و پسر بزرگش نیکلاس، برای کمک به هوروویتس در نوشتن سری الکس رایدر، همه‌چیز را از جمله غواصی، اسکی روی برف و موج‌سواری امتحان کرده است!
گروشام گرینج و هری پاتر [ویرایش]

گفته شده که احتمالاً خانم رولینگ (نویسنده هری پاتر) از این کتاب الهام گرفته‌است و البته نامی از آنتونی هوروویتس ذکر نکرده‌است و آقای هوروویتس فقط در وب‌گاه رسمی اش به این موضوع اشاره کوچکی کرده‌است.
فهرست کتاب‌ها [ویرایش]

کتاب‌هایی که در ایران منتشر شده‌اند با ستاره علامت زده شده‌اند.

- گروشام گرینج

- گروشام گرینج و جام نحس* (Groosham Grange and the Unholy Grale) – ۱۹۹۸ ، ۱۹۹۹

- الکس رایدر

- موج مرگ* (Stormbreaker) – ۲۰۰۰

- مدرسهٔ شوم* (Point Blanc) – ۲۰۰۱

- گذرگاه اسکلت* (Skeleton Key) – ۲۰۰۲

- ضربهٔ عقاب* (Eagle Strike) – ۲۰۰۳

- الکس رایدر: سلاح مخفی (داستان کوتاه) (Alex Rider: Secret Weapon) – ۲۰۰۳

- عقرب*(Scorpia) – ۲۰۰۴

- فرشتهٔ بزرگ* (Ark Angel) – ۲۰۰۵

- سر مار (Snakehead) – ۲۰۰۷

- اشک تمساح (Crocodile Tears) – ۲۰۰۹ (زیر چاپ)

- یاسن (Yassen)

- حد تحمل (Endurance Point)


- برادران دایمند

- شاهین مالتی* (The Falcon's Malteser) – ۹۶/۱۹۸۶

- دشمن اجتماع شمارهٔ دو* (Public Enemy Number Two) – ۱۹۸۷

- جنوب از جنوب غربی* (South By South East) – ۲۰۰۱/۱۹۹۱

- مرد تیره (The Blurred Man) – ۲۰۰۳

- شیرینی فرانسوی (The French Confection) – ۲۰۰۳

- چهارشنبهٔ مرگبار* (I Know What You Did Last Wednesday) – ۲۰۰۳

- یونانی‌ای که کریسمس را دزدید* (The Greek Who Stole Christmas) – ۲۰۰۷

- شعاع کوسهٔ گم‌شده – (The Radius of the Lost Shark) – ۲۰۰۹


- ستارهٔ پنج‌پر

- زنگ در خانهٔ شیطان (The Devil's Door-Bell) – ۱۹۸۳

- شب عقرب (The Night of the Scorpion) – ۱۹۸۳

- دژ نقره‌ای (The Silver Citadel) – ۱۹۸۶

- روز اژدها (Day of the Dragon) – ۱۹۸۹


- قدرت پنج

- دروازهٔ کلاغ* (Raven's Gate) – ۲۰۰۵

- ستارهٔ شیطانی* (Evil Star) – ۲۰۰۶

- شب سرمی‌زند (Nightrise) – ۲۰۰۷

- نکروپولیس (Necropolis) – ۲۰۰۸


- سایر رمان‌ها

- ورود فردریک ک. باور (Enter Frederick K. Bower) – ۱۹۷۸

- راز شوم فردریک ک. باور (The Sinister Secret of Frederick K. Bower) – ۱۹۷۹

- میشا، جادوگر و طلسم اسرارآمیز (Misha, the Magician and the Mysterious Amulet) – ۱۹۸۱

- رابین ِ شروود: مرد کلاهدار (Robin of Sherwood: The Hooded Man) (با هم‌کاری ریچارد کارپنتر) – ۱۹۸۶

- ماجراجو (Adventurer) – ۱۹۸۷

- ماجراهای تازهٔ ویلیام تل (New Adventures of William Tell) – ۱۹۸۷

- دست به کار شدن (Starting Out) – ۱۹۹۰

- مادربزرگ* (Granny) – ۱۹۹۴

- ژانوس، ستارهٔ آرزو* (The Switch) – ۱۹۹۶

- شیطان و پسرکش* (The Devil and His Boy) – ۱۹۹۸

- نیمه‌عمر (Half-Life) ۲۰۰۱


- رمان بزرگسالان

- ویلیام س. (William S.) – ۱۹۹۹

- بازی ذهنی (Mindgame) – ۲۰۰۱

- شوخی کشنده (The Killing Joke) – ۲۰۰۴

- قتل‌های زاغ (The Magpie Murders) – ۲۰۰۶


- کلکسیون‌ها

- افسانه‌ها و اساطیر (Myths and Legends) – ۱۹۹۱

- ترسناک‌های هوروویتس (Horowitz Horror) – ۱۹۹۹

- ترسناک‌ترهای هوروویتس (More Horowitz Horror) – ۲۰۰۱

- سه تا از دایمندها (Three of Diamonds) – ۲۰۰۴

- خونین‌ترهای هوروویتس (More Bloody Horowitz) – در سال ۲۰۱۰ منتشر می‌شود


- پاکت هوروویتس**

- سوخته* (Burnt)

- ترس* (Scared)

- تلفن مردگان (The Phone Goes Dead)

- کلبهٔ نحس* (Twist Cottage)

- دوربین قاتل* (Killer Camera)

- اتوبوس شب‌رو* (Night Bus)


این مجموعه به طور کامل در ایران به چاپ نرسیده.*

http://www.majarajooyan.mihanblog.com آدرس وبلاگ منه خوش حال ميشم از نظرات شما آگاه بشم
هنر زندگي را از طبيعت بايد آموخت
02-21-2012 10:28 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع:
1 مهمان

بازگشت به بالابازگشت به محتوا